تبليغاتX
عاشقانه و رویایی

عاشقانه و رویایی

عاشقانه

عشق پاك

بسم رب المحرقين

اي دل! براي ثبات عشق پاك خويش بيهوده مكوش زيرا اگر تو بسوزي و جان دهي مردمان خفته به خواب غفلت هرگز بر افسانة عاشقي تو آگاه نشوند و بر قصه سوختن تو اشك نريزند. اينان حرف تو را نخواهند فهميد زيرا از جنس تو نيستند و حرف تو از عاشقي و رمز دلدادگي است. خسته مشو شايد روزي قلبهاي يخ زدة اين خفتگان كه روزي سر سفره‌شان نان گندم بود و عشق و مهر و محبت، اين خفتگان كه روزي از نيامدن باران، شكستن بال كبوتر و سوختن بال پروانه دلشان همچون ماهيِ در تنگ اسير شده، مي‌گرفت زنده شود و زندگي به تاراج رفتة آنان را به آنها برگرداند.شايد حالا آنان حرفهاي تو را نفهمند و به تو بخندند و تو را ديوانه پندارند زيرا به قول حكيم اسدالله قمشه‌اي:

ديوانه عشق گشتن و از خويش بريدن

از عقل مپرسيد كه بيگانه عشق است

البته شايد هم هر گاه تو را مبتلا به درد هجران ببينند قطره اشكي بريزند اما چه سود كه آنها نمي‌دانند تو دچار چه دردي شده‌اي و در چه آتشي دست و پا مي‌زني؟!آري اي دل! سخت است در ميان مردماني باشي كه آشناترين غريبه‌هاي روزگارند، سخت است در آتش فراق بسوزي اما دستي نباشد كه تو را از شعله‌هاي اين آتش سوزان برهاند، سخت است كسي تو را درك نكند. گوشي نباشد تا محرم راز دلت باشد. دلي نباشد تا سنگ صبور لحظه‌هاي تنهايي‌ات گردد.آه اي دل!‌ ترسم زمانه فرصت اين را ندهد كه تو آن عشق سبز كه تحفة يك ديدار و يك دلدادگي است را به اين خفته‌دلان خزان زده نشان دهي. ترسم اينان روزي از خواب غفلت بيدار شوند كه تو در زير خاكها به ديدار معشوق حقيقي خويش رفته‌اي.اي دل!‌ مي‌دانم كه تو خستة راه عشقي اما آنها كه مفهوم آب را نفهميده‌اند عطش عشق تو را نيز نخواهند فهميد و انتظار سبز تو را هرگز!‌ شايد بهتر آن باشد كه روزي سر چاهي بروي و مثل آن مولا و عاشق دلسوختة راه عشق، راز دلت را با آب چاه بگويي يا كنار دريا بايستي و حرفت را با دريا بگويي.اي دلِ ديوانة من، بيهوده مكوش زيرا من از روزي كه حُرمت تو و عشق و صفاي تو را بشكنند مي‌ترسم. از روزي كه سرنوشت تو هم مثل سرنوشت آينه‌هاي كدر شود مي‌ترسم. مي‌ترسم از روزي كه تو را به جاي تمام پنجره‌هاي اين حوالي هدف سنگهاي ظلم قرار دهند و من جاي تكه‌هاي شيشة پنجرة اتاقم تكه‌هاي خرد شدة تو را جمع كنم.مي‌دانم كه كسي حُرمت عشق سبز تو را نگه نمي‌دارد. طعم گيلاس رنگين كمان، آواز چكاوكها، اصل ققنوس و مهر كبوتر از همان لحظه كه عشق در نگاه‌ها و در دلهاي اين مردم مُرد از اين حوالي سفر كرد. شايد اگر آن سالهاي دور كه انگار قرنها پيش بود. آن سالها كه نان گندم و دل عاشق حرمتي داشت، حرف تو را غريبه‌اي آشنا مي‌فهميد اي دل، به اين مردمان بي‌دل دل مبند زيرا مي‌ترسم عشق تو را از نگاه‌هاي تو نيز به تاراج برند. آنكه عشق را هديه‌اي در دل قرار داد مي‌دانست كه دل را با غربت و تنهايي، با بي‌كسي و درد و رنج امتحان خواهد كرد.

مي‌روم تــا با دل ديـوانـه گويـم راز خويــش

چون به گوش عاقلان اين داستان افسانه است

87/12/18 |

مدوسا ( پابلو نرودا )

مدوسا ( پابلو نرودا )

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی به پا کنم

که گیسوانت را یک به یک

شعری باید و ستایشی.

 دیگران

معشوق را مایملک خویش می پندارند

اما من

تنها می خواهم تماشایت کنم.

در ایتالیا تو را مدوسا صدا می کنند

(به خاطر موهایت)

قلب من

آستانه ی گیسوانت را، یک به یک می شناسد.

آنگاه که راه خود را در گیسوانت گم می کنی

فراموشم مکن!

و به خاطر آور که عاشقت هستم.

مگذار در این دنیای تاریک بی تو گم شوم

موهای تو

این سوگواران سرگردان یافته

راه را نشانم خواهند داد

به شرط آن که، دریغشان نکنی.

87/11/29 |

رازهای عاشقی

راز  عشق در تواضع است .

این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.

بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.

میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند،

تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت

آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.

راز عشق در احترام متقابل است.

احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند .

اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ،

 با احترام به نظریاتش گوش کن .

احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد .

راز عشق در این است که

 به یکدیگر سخت نگیرید .

عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است .

راز عشق در این است که

 هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را

خوشحال کند ،

کاری مثل دادن هدیه ای کوچک ،تحسین ،

 لبخندی از روی محبت .

نگذار که جویبار محبت از کمی باران ، بخشکد.

راز عشق در این است که

 رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین کنید .

بذر علاقه ها و عقیده های تازه را

 بکار که زیبایی بروید .

ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد ، مبادا

 غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود .

برای اینکه عشق همواره با طراوت بماند فباید به آن

 مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .

راز عشق در خوش مشربی است .

شوخی با دیگران را فراموش نکن ، در ضمن

 مراقب شوخی هایت هم باش .

شوخی نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن

 نیت باشد ،نه نیشدار .

راز عشق در این است که

 حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از یاد نبری .

آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات

کوچک و زود گذر نیست ؟

راز عشق در این است که

 طرف مقابلت را تحسین کنی .

هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را

 می داند ،از تحسین غافل نشو .

مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت

 بگویی : دوستت دارم .

گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر

 است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .

راز عشق در این است که

 در سکوت دست یکدیگر را بگیرید .

کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید .

راز عشق در استواری است .

در فصول مختلف زندگی ،

 عشقتان را مانند کوه بلندی استوار ،

مانند خاک حاصلخیزی پر ثمر

و مانند آفتاب چنان در مرکزیت نگه دارید ،

که همه ستارگان گسترده زمان و فضا به دو

ر آن گردش کنند.

87/11/22 |

بوسه

گفتی که می بوسم تو را
گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بیند کسی
گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ؟؟
گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرمشش
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو رو گویم برو؟؟
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا
می کنم
87/11/17 |

عشق

87/11/14 |

عشق

87/11/14 |

جواب عشق

 
گفت : كسي دوستم ندارد. ميداني چقدر سخت است
 
 اين كه كسي دوستت نداشته باشد؟ 
 
تو براي دوست داشتن بود كه جهان را ساختي.
 
 حتي تو هم بدون دوست داشتن... !
 
خدا هيچ نگفت.
 
گفت : به پاهايم نگاه كن! ببين چقدر چندش آور است. 
 
چشم ها را آزار مي دهم. دنيا را 
 
كثيف مي كنم. آدم هايت از من ميترسند.
 
 مرا ميكشند براي اينكه زشتم. زشتي جرم من است.
 
خدا هيچ نگفت.
 
گفت : اين دنيا فقط مال قشنگ هاست.
 
مال گل ها و پروانه ها‚مال قاصدك ها‚ مال من نيست.
 
خدا گفت : چرا مال تو هم هست.
 
دوست داشتن يك گل‚ دوست داشتن يك پروانه يا قاصدك 
 
كار چندان سختي نيست. 
 
اما دوست داشتن يك سوسك‚ دوست داشتن تو كاري دشوار است.
 
دوست داشتن كاري است آموختني؛ و همه رنج آموختن را نمي برند.
 
ببخش كسي را كه تو را دوست ندارد.
 
زيرا كه هنوز مؤمن نيست. زيرا كه هنوز 
 
دوست داشتن را نياموخته. او ابتداي راه است.
 
مؤمن دوست دارد. همه را دوست دارد.زيرا همه از من است.
 
 و من زيبايم. من زيبائيم‚ چشم 
 
هاي مؤمن جز زيبا نميبينند. زشتي در چشم هاست. 
 
در اين دايره هرچه كه هست‚نيكوست. 
 
آن كه بين آفريده هاي من خط كشيد‚ شيطان بود.
 
 شيطان مسئول فاصله هاست.
 
حالا قشنگ كوچكم! نزديكتر بيا و غمگين نباش.
 
قشنگ كوچك حرفي نزد و ديگر هيچگاه نينديشيد كه نازيباست.
 
 
نويسنده :عرفان نظر آهاري ؛ چلچراغ
87/11/14 |

حس باران

حسن باران اين است كه زميني ست، ولي آسماني شده است و به امداد زمين مي آيد حسن باران اين است كه مرا ميبرد از خويش به عشق و مرا بر ميگرداند از عشق به خويش شعر ميخواند در گوش من آرام آرام هيچ ميداني اين قطره كه بر گونه ي زيباي تو ريخت از كجا آمده بود؟ از كدام اقيانوس؟ از كجاي عالم؟ و چه راهي پيموده ست در هوا ابر؟ هيچ ميداني اين قطره كه بر گوشه ي لبخند تو ريخت آه و اندوه كدامين ماهي ست كه به تور صیاد افتادست؟ اشك لبخند كدامين ماهیست این قطره

87/11/14 |

شعرى از پابلو نرودا

شعرى از پابلو نرودا
ترجمه از احمد شاملو

 

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی... 
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی...،

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات
ورای مصلحت‌اندیشی بروی...

امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری


87/11/13 |

زنجیر عشق

نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه
یک روز بعد ازظهر وقتی که جو با ماشین پونتیاکش می‌کوبید که بره خونه زن مسنی رو 
دید که اونو متوقف کرد. ماشین مرسدسش پنچر بود.
جو می‌تونست ببینه که اون زن ترسیده و بیرون توی برفها ایستاده تا اینکه بهش گفت: " 
من
جو هستم و اومدم که کمکتون کنم."
زن گفت:" من از سن لوئیز میام و فقط از اینجا رد می شدم. بایستی صدتا ماشین دیده 
باشم که
از کنارم رد شدن و این واقعا لطف شما بود."
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده شد که بره،
زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟" و جو به زن چنین گفت:
" شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده‌ام و روزی یکنفر هم 
به
من کمک کرد همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می‌خواهی که بدهیت رو به
من بپردازی باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"
چند مایل جلوتر، زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه 
بده.
ولی نتونست بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می‌بایست هشت ماهه باردار
باشه و از خستگی روی پا بند نبود.
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی‌دانست و احتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.
وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره زن از در بیرون رفته بود. درحالیکه 
روی
دستمال سفره این یادداشت رو باقی گذاشت. اشک در چشمان پیشخدمت جمع شده بود، وقتی
که نوشته زن رو می‌خوند:
" شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده‌ام و روزی یکنفر هم به
من کمک کرد همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو
به من بپردازی، باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"
اونشب وقتی که زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت، به تختخواب رفت در حالیکه به
اون پول و یادداشت زن فکر می کرد.
وقتی که شوهرش دراز کشید تا بخوابه به آرومی و نرمی به گوشش گفت:
" همه چیز داره درست میشه. دوستت دارم، جو!"
87/11/10 |

عشق بودو دل و یک نگاه گرم...

عشق بودو دل و یک نگاه گرم

لحظه بودو تو و یک نگاه شرم

 

کوچه بودو من و یک پائیز زرد

رو دلم نشسته بود غبار درد

 

عشق از پشت درختِ تو کوچه

سرکی میکشیدو قایم می شد

 

من شنیده بودم عشق خطر داره

لحظه های سردوگرم،همواره دردسر داره

 

من میدونستم که بعد از عشق یکی پیدا میشه

بغض و اه و اشک و ماتم میاد همراهم می شه

 

دلمو بهش ندادم رد شدم از اون کوچه

چون که من خدارو داشتم منتظر سر کوچه
87/11/10 |

جایگزین عشق

عشق یعنی دوستی و اشتیاق افراطی که موجب وابستگی شدید و ضعف می شود . بجای عشق از دوستی استفاده کنید چون عاشق با نیاز به تملک معشوق و وابستگی شدید به احساس ضعف می کند در حالی که دوستی نوعی تفاهم و درک متقابل است که برای طرفین احساس راحتی به همراه دارد .

87/11/09 |

معاشقه

آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت

                                                      که اگر سر برود از دل و از جان نرود

87/11/09 |

عشق

عشق مثل يک ساعت شني است،

از يک طرف كه قلب آدم را پر مي‌كند،

 از طرف ديگه عقل آدم را خالي مي‌كند.

87/11/06 |

عشق نخستین

عشق نخستین سبب وجود انسانیست . (وونارگ)

 

نظرت را برایم بفرست دوست عزیز

87/11/01 |

حقیقت عشق

به هر کجا که پا می گذاری عشق را بگستران

        اول از همه در خانه خویش

                     عشق را به فرزندانت

                                               به همسرت

                                                      و به همسایه ات نثار کن !

اجازه نده کسی پیش تو بیاید و بهتر و شادتر ترکت نکند.

                   مظهر مهر خداوندی باش

                                             مهر در چهره خود

                                             مهر در چشمان خود

                                             مهر در تبسم خود

                                             مهر در برخورد گرم خود.

                                                                                           [ مادر ترزا ]

 

با تشکر از دوست عزیزم شیرین و فرهاد

87/10/30 |

گریه عشق

یک پسر کوچک از مادرش پرسید : چرا گریه می کنی

مادرش به او گفت : زیرا من یک زن هستم . پسر بچه گفت : من نمی فهمم

مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هیچگاه نخواهی فهمید

بعدها پسر کوچک از پدرش پرسید : چرا مادر بی دلیل گریه می کند.

پدرش تنها توانست به او بگوید : تمام زن ها برای هیچ چیز گریه می کنند.

پسر کوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل گشت ولی هنوز نمی دانست چرا زن ها بی دلیل گریه می کنند

بالاخره سئوالش را برای خداوند مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را می داند و او از خدا پرسید : خدایا چرا زن ها به آسانی گریه میکندد؟

خدا گفت زمانی که زن را خلق کردم می خواستم که او موجود به خصوصی باشد بنابراین شانه های او را آن قدر قوی آفریدم  تا بار همه دنیا را به دوش بکشد. و همچنین شانه هایش آن قدر نرم باشد که به بقیه آرامش بدهد.

من به او یک نیروی درونی قوی دادم تا توانایی تحمل زایمان بچه هایش را داشته باشد و وقتی آن ها بزرگ شدند توانایی تحمل بی اعتنایی آن ها را نیز داشته باشد.

به او توانایی دادم که درجایی که همه از جلو رفتن نا امید شده اند او تسلیم نشود و همچنان پیش برود. به او توانایی نگهداری از خانواده اش را دادم حتی زمانی که مریض یا پیر شده است بدون این که شکایتی بکند.

به او عشقی داده ام که در هر شرایطی بچه هایش را عاشقانه دوست داشته باشد حتی اگر آن ها به او آسیبی برسانند.

به او توانایی دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصیرات او بگذرد و همیشه تلاش کند تا جایی در قلب شوهرش داشته باشد.به او این شعور را دادم که درک کند یک شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند اما گاهی اوقات توانایی همسرش را آزمایش میکند و به او این توانایی را دادم که تمامی این مشکلات را حل کرده و با وفاداری کامل در کنار شوهرش باقی بماند.

و در آخر به او اشک هایی دادم که بریزد . این اشک ها فقط مال اوست  و تنها برای استفاده اوست در هر زمانی که به آن ها نیاز داشته باشد . او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشک می ریزد.

خدا گفت : زیبایی یک زن در چشمانش نهفته است زیرا چشم های او دریچه روح است و در قلب او جایی که عشق او به دیگران در آن قرار دارد.

87/10/29 |

خدایا

درکهکشان عشق به تو غرق وتو تنها ستارهء نورانی این کهکشان عظیم مرا از رؤیاهای خود ترد کردی وتنها به اعماق کور شدهء کهکشانی فرستادی که راه برعبور هر ستارهء نورانی بسته وخود را ازچشمان او ربودی نمی دانم چه شد که آن عظمت روزهای عشقت و عشقم به پایان رسید وتنها برای من خاطره های چه خوش و تلخ به یادگار دارد و تو را نمی دانم نمی دانم که حتی ذخیره ای از خاطرات آن روزها درمغز و فکرت باقی است یا نه که دیگر صدا و نبض قلبت را از من دریغ می داری به راستی چه پیش می آید که عشقی با آن حرارت و گرمی رو به سردی و فراموشی گذارده و بازیگران این عشق به فرتهء نابودی و فراموشی می روند و تنها خاطرات تلخ وشیرین روزها، خنجربه قلبهای خسته گذارده و حتی با سیب معرفت خنجر نفرت می خوری و کس از سر درون کهکشانی به آن زیبایی و فروغ خبری ندارد و این تنهایی است که او را می پوساند و به انزوایی می کشاند که هیچ کس را رخصت ورود به آن نمی دهد و روز به روز و لحظه به لحظه ستاره های درونی این کهکشان می میرند و تنها یادی ازاو شاید به جای ماند و تو را نمی دانم که چگونه می توانی آن روزهای شور مرا فروگذاری وحتی با مرگ ستاره ها و کهکشان این ذخم خورده درامان باشی و نه عذابی و نه دردی ازعشق بر سینه گذاری نمی دانم و فقط این جمله درذهن پتک می کوبد که عشق آمدنی بود نه آموختنی..............


87/10/25 |

رد دل

و به اندازه ی هر شمع 

                                  سوزان باشیم 

و به اندازه یک ابر 

                                  باران باشیم 

و تو ای نو گل اندیشه ی ذهن ، بیا تا باهم 

                                                        شمعی ابری باشیم . 

                                       

      

87/10/21 |

87/10/16 |

عاشق مثل شمع

87/10/16 |

و به اندازه هر روز تو عاشق باشی

نتراود اشک در چشم تو هرگزمگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به اندازه هر روز تو عاشق باشی

عاشق آن که تو را می خواهد


87/10/16 |

حديث عشق

 

زيباتر از دلدار ما ، آيا کسي دارد سراغ يا بر مثال قامتش ، کس ديده سروي را به باغ  

دارد ز بختم آگهي ، موي بلند و چشم او سوداي خال گونه اش ، چن لاله ام بنهاده داغ

از رخ نقابش بر کشد ، مه رخ بپوشاند به ابر در پيش زيبا منظرش ، طاووس مي ماند به زاغ

مشکل نمايد زان دو لب ، کامم روا گشتن شبي هم کي ز بند زلف او ، اين جان من يابد فراغ

ديشب به خوابي اندرش ، ديدم بر رندان مست گفتم شب تار مرا ، يارا ، نيافروزي چراغ

گفتا حديث عشق را ، نامحرمان مي نشنوند گر طالب بشنيدني ، بر لب نه اين زرين اياغ

اگر خواهي ترا در بزم نيکان ره دهند بايد همه شب تا سحر ، روشن همي داري چراغ


87/10/15 |

مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم

ترانه عشق را سر دادم تا به گوش تو برسد!حقیقت عشق را باور کردم که دلتنگ دوری تونشوم!اما امروز دلتنگ تر از همیشه فراق تو را بیشتر احساس میکنم.....هر چه از عشق سخن گفتی به یاد آوردم هر چه از مهر برایم خواندی به زبان آوردم اما.....اما آنگاه که به نام تو رسیدم زبانم قاصر گشت از اینکه نامت را برایم زمزمه کند... پیام عشق را از لاله ها شنیدم ولی کامل نبود دیدار آشنا را به جان دل خریدم ، اما کسی که آشنا تر از تو باشد نبود نمیدانم این همه حرف را ، که باید بگویم .... نمی دانم با دنیایی از غربت چه کنم؟ ای کاش ، شب طولانی انتظار به پایان می رسیدو افق صبحی روشن می دمید تا باز هممهربانی را در چشمان سر شار از محبتت ،بخوانم..ای کاش !
87/10/15 |

عشق پاک

من پذيرفتم که عشق افسانه است ... اين دل درد آشنا ديوانه است

 مي روم شايد فراموشت کنم ... با فراموشي هم آغوشت کنم 

مي روم از رفتن من شاد باش ... از عذاب ديدنم آزادباش

 گر چه تو تنها تر از ما مي روي ... آرزو دارم ولي عاشق شوي

 آرزو دارم بفهمي درد را ... تلخي بر خوردهاي سرد را

87/10/15 |

آنچه را که دارم نمی خواهم ببازم

آنچه را که دارم نمی خواهم ببازم
اما آنجا هم که هستم نمی خواهم بمانم

آنانی را که دوست دارم نمی خوام ترک کنم

اما کسانی را هم که می شناسم نمیخوام ببینم ...

آنجا که زندگی می کنم نمی خواهم بمیرم

اما آنجا که میمیرم نمی خواهم بروم

می خواهم جایی نمانم که هیچگاه نبوده ام ... !!!

چه کسی فریاد کمک من را خواهد شنید ؟

و چه کسی کمک خواهد کرد 

تا اینبار چینی تنهایی من بشکند .... 

بار الها کمک کن تا بپذیرم آنچه هستم 

و آنچه را که نمی توانم تغییر دهم 

بارالها کمک کن تا سرنوشت خود را درک کنم 

و چه سخت است خدایا تنها بودن مثل خودت

87/10/14 |

چند متن جالب و دوست داشتنی



زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم 

شکسپیر میگه :
هرگز به دنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کنی بلکه به دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی

 

هيچوقت كسي رو كه دوست داري به خاطر غرورت از دست نده هميشه سعي كن غرورت رو به خاطر كسي كه دوست داري از دست بدي 

 

من امشب از غزل از مثنوی از گریه سرشارم  

  سرم را میگذارم بی تو روی شانه ی تارم
پری های خیالم ناگهان در رقص می آیند  

  که تو شرقی ترین آئینه می آیی به دیدارم
سرت را میگذاری روی زیر اندازی از چشمم  

  نگاهم میکنی چشمی که عمری کردی انکارم
دل من گر چه چشم زخمی اسفندیار اما  

  چگونه میتوانم از نگاهت دست بر دارم
تو رفتی و منم ماندم با شعر و سه تار اما  

  به دندان پشت دستم مینویسم دوستت دارم

 

كاش هرگزدرمحبت شك نبود ؛ تك سوارمهرباني تك نبود ؛ كاش برلوحي كه برجان دل است ؛ واژه تلخ خيانت حك نبود 

هرجای دنیا که باشی و هر کاری که داری میکنی اینو بدون که یک قلب هست که همیشه واسه تو میتپه اونم قلب خودته

87/10/10 |

رایطه ی عشق و برف

آرزو می کنم غمهای دلت ، برن زیر برفهای زمستونی و دلت سفید و همیشه بدون غم بمونه .
 

 

دونه های برف از آسمون فقط برای دیدن چشمات پایین میان ، اما پاشونو که به زمین میزارن فدای مهربونیهات میشن ...

 

 

به دلیل بارش سنگین برف ،سرمای شدید و خارج نشدن مردها از خانه اداره ثبت احوال درباره افزایش شدید جمعیت هشدار داد !

 

 

لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی, روز زمستونیت قشنگ!

  

هواشناسی اعلام کرد از فردا موج جدیدی از تعطیلات وارد کشور خواهد شد !!

 

۱. میدونی فرق من با برف چیه ؟
.
.
.
.
.
.
.
برف میاد و به زمین می شینه ، ولی من همین جوری هم به دل میشینم .

 
۲. آرزو می کنم غمهای دلت ، برن زیر برفهای زمستونی و دلت سفید و همیشه بدون غم بمونه .



۳. دونه های برف از آسمون فقط برای دیدن چشمات پایین میان ، اما پاشونو که به زمین میزارن فدای مهربونیهات میشن ...

 


۴. آرزو دارم با بارش هر دونه از برف زمستونی یه غم از رو دلت کم بشه نازنینم ...

 


۵. اگه تونستی پر کلاغ ها رو سفید کنی برف رو سیاه کنی یه بوسه به آتش بزنی یه نفس عمیق زیر آب بکشی اون موقع من می تونم تو رو فراموش کنم!

 
۶. زمستان بهانه است برف از آسمون خسته می شه ! پاییز بهانه است برگ از درخت خسته می شه! اس ام اس بهانه است دلم برات تنگ می شه !

 
۷. عشق يعنی :

چون خورشيد، تابيدن بر شب های دوست و چون برف ،ذوب شدن بر غم های دوست .

  


۸. الا ای برف!
چه می ‏باری بر اين دنيای ناپاکی؟
بر اين دنيا که هر جايش
رد پا از خبيثی است 
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پيوندی ميان عشق و پروازی 
تو را حيف است باريدن به ايوان سياهی‏ها
تو که فصل سپيدی را سرآغازی
مبار ای برف!

 


۹. لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی, روز زمستونیت قشنگ!

 
۱۰. برف بارید و خدا پاكی خود را به زمین هدیه كرد. زمین مغرور شد كه سفید است، پاك است چون دل خدا... و خدا با آفتابی، اشتباه زمین را به وی گوشزد كرد 


 

۱۱. برف که حالا کم کم آب می شود ، سفید ، همرنگ آرزوهای تو بود ...

 
۱۲. امیدوارم روزای زمستونیت مثل دل من که از عشق تو لبریزه گرم باشه . روزای زمستونیت قشنگ.

 

۱۳. با توجه به مسدود شدن راه های خروجی قزوین به علت برف و سرما و گیر کردن ۷۰۰۰ مسافر ، امروز در قزوین عید اعلام شد .

  

۱۴. به دلیل بارش برف و مصادف شدن با ایام محرم و سپس دهه فجر و در انتها عید نوروز مملکت تا اردیبهشت ماه تعطیل است!

  

۱۵. خانوم ها ، آقاین ، جوانان ! وقتی بوسه هست گاز چرا ؟ در مصرف گاز صرفه جویی کنید ( روابط عمومی شرکت گاز ایران )

 
۱۶. هواشناسی اعلام کرد از فردا موج جدیدی از تعطیلات وارد کشور خواهد شد .

 
۱۷. به دلیل بارش سنگین برف ،سرمای شدید و خارج نشدن مردها از خانه اداره ثبت احوال درباره افزایش شدید جمعیت هشدار داد !

  

۱۸. هموطنان ترک برای همدردی با مناطقی که از گاز محرومند نه تنها بخاری های منزل خود را خاموش کردند بلکه کولر ها را هم روشن کردند !!!

 

۱۹. امسال زمستون خيلی قشنگه چون با تو آغاز ميشه با تو نيستم با کفشمم...


87/10/09 |

چراغ مهربونی

ای به داد من رسیده
تو روزای خود شکستن

ای چراغ مهربونی

تو شبای وحشت من 

ای تبلور حقیقت

توی لحظه های تردید

تو شبو از من گرفتی 

تو منو دادی به خورشید

اگه باشی یا نباشی

برای من تکیه گاهی

برای من که غریبم

تو رفیقی، جون پناهی

یاور همیشه مؤمن

تو برو سفر سلامت

غم من نخور که دوری

برای من شده عادت

ناجی عاطفه ی من

شعرم از تو جون گرفته

رگ خشک بودن من

از تن تو خون گرفته

اگه مدیون تو باشم

اگه از تو باشه جونم

قدر اون لحظه نداره 

که منو دادی نشونم

وقتی شب، شبِ سفر بود 

توی کوچه های وحشت

وقتی هر سایه کسی بود

واسه بردنم به ظلمت

وقتی هر ثانیه ی شب

تپشِ هراس من بود

وقتی زخم خنجر دوست

بهترین لباس من بود

تو با دست مهربونی

به تنم مرهم کشیدی

برام از روشنی گفتی 

پرده ی شبو دریدی

ای طلوع اولین دوست

ای رفیق آخر من

به سلامت سفرت خوش

ای یگانه یاور من

مقصدت هر جا که باشه

هر جای دنیا که باشی

اونور مرز شقایق 

پشت لحظه ها که باشی

خاطرت باشه که قلبت

سپر بلای من بود

تنها دست تو رفیقِ

دست بی ریای من بود

یاور همیشه مؤمن

تو برو سفر سلامت

غم من نخور که دوری

برای من شده عادت

87/10/08 |

عشق من حامد جونم

عزیزم خیلی خیلی دوست دارم 
جیگر طلا 
87/10/04 |
اتنا شریفی

عاشقانه و زیبا

زیبایی های زندگی ام در تو خلاصه می شود
ای امید زندگی من حامد جان .........
atena1365@gmail.com

موضوعات

عاشقانه

آهنگ

تصاویر

فال روزانه

پيوندهاي روزانه

فال روزانه

مطالب اخير

عشق پاك

مدوسا ( پابلو نرودا )

رازهای عاشقی

بوسه

عشق

عشق

جواب عشق

حس باران

شعرى از پابلو نرودا

زنجیر عشق

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان

پيوند ها

بزرگترین وبلاگ عاشقانه

جــــــــــــــــــــــــزر و مـــــــــــــــد

آخرین ققنوس

شاعرانه

تارا

وبلاگی عاشقانه از یه پسر تنها.

کلبه عشق

فرهنگ و ادب ( عشق جاودان )

وب فاطمه

ای دل تنها جواب خوبی بدی است

عاشقانه ها

زندگی

ღ♥ღعشقღ♥ღ

شیرین و فرهاد

سکوتی پر راز

زمان عاشقی

عاشق ترین آدم دنیا

کهنه درخت

Ma3tta

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By ParsTheme